زندگی بدجور بدجور است بعضی وقت ها
با سلام خدمت همه ی دوستانی که همگی، حق های فراوانی بر گردنم داشته و دارند و جز عرض پوزش و شرمندگی، چیز دیگری در پاسخ محبت ها و کوچک نوازی های شان نداشته و ندارم.
این که چرا و به چه علت، این همه مدت؛ از جواب دادن به محبت ها و فراخوانی های خوبانم در این فضای مجازی غافل بوده ام؛ خود حکایتی بس طویل و عریض دارد که کم ترین شان، بی حوصلگی پس از تعطیلی چند باره ی انجمن شعر بهبهان؛ به همت اداره ی ارشاد و خانه نشینی مجدد و طبق عادت قدیمی بنده وهمه ی دوستان خوبم در آن انجمن، بود. و بسیاری دلیل و برهان دیگر که شرح شان صد من کاغذ می طلبد و بل بسیار بیشتر نیز!!!
...بگذریم، که داغ دل گوئی را خوش نمی دارم و نمی خواهم خاطر نازنین شما عزیزان، بیشتر آزرده گردد.
اما این بار می خواهم که به لطف ویاری خداوند منان، جبران مافات کنم و با اندک مایه ای که دارم تا هر اندازه که امکان دارد از زیر بار سنگین شرمندگی دوستان در بیایم. آمده ام با خبر چاپ اولین مجموعه از غزل هایم که جان من اند و همه ی آن چه که در ازای مصرف تا اکنون عمر و زندگی ام اندوخته ام و به داشتن شان فخر می فروشم.
(( زندگی بدجور بدجور است بعضی وقت ها )) انگیزه ای شد که نام مجموعه را (( بعضی وقت ها )) بنامم که حکایت حال و روزم است.زندگی در اکنون من است با همه ی بیم ها و امیدهایم! با همه ی آرزوها و حسرت هایم! تلاش ها و ناتوانی هایم! حرکت ها و ایست هایم! دل بستگی ها و دل زدگی هایم! دوست داری ها و نفرت هایم!انگیزه ها و سرد مزاجی هایم! و همه ی آن چه که در منِ اکنون من می زیند!
زحمت بیشتر را صلاح نمی دانم. بخوانید و راهنمائی ام کنید تا ایراداتم را به یاری خدا، در مجموعه های بعدی برطرف نمایم.